تبليغاتX
و اما بعد ...!

و اما بعد ...!



نامه ای به 

حضور مبهم این ثانیه های پادر گریز (البته این روزها لنگ) انگار خیال تمام نکرده های مرا باز می کنند.افکار و افعال مبهوت به تأمل چندمین ستاره ناز می کنی به عشق ماهرویان سپید در عالم رویا. هزار بار بلعیدن را دوست داشته اند ، چرا که نه؟ بی قرار رفتنم به آسمان. به لحظه های ناب. شاید هنوز تکه ای لبخند نازنین، نمک گیر کرده باشد زمین منفعل را. شاید حضور را با ه - ز  - و - ر  اشتباه نمی کنی ؟

   مجنون   

می توانم مردن مردی را دیدن 

و بدان خندیدن

   مجنون   

أَهْلَكَ النّاسَ اثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْر

امام علی (ع)


باری هلاکت و دردمان از خودمان 

از ترس 

از تکبر 

از پر عقاب که به کجا ها سفر می کرد ذهنش ؟

و از ماست که بر ماست

--------------------------------------------------------

پ . ن

البته یادم هست که همه مستعد تبدیلیم!(حسین پناهی)


   مجنون   

مثل همیشه 

مثل هیچ وقت 

دردی که می خورد مرا

مثل نوشی که نیش می زند مرا

مثل دستی که نشُسته سیب می خورد مرا

سیر می خورد مرا

   مجنون   

رحمان رحیم

جانا عزیز تو رحمت یزدان ندیده ای لطف و عطا ی بی حد و پایان ندیده ای لطف و عطا ی بی حد و پایان به یک طرف در آن میانه معنی رحمان ندیده ای

   مجنون   

نوشتنم وقتی تو نیستی  نمی آید .

یا آنکه هستی و روی از ما چرا نهان میداری ؟ درد .

سحر و فسون روزگار

مست و خراب ِعشوه ی نهان او

با آنکه هنوز ته دل اندکی از تو نمی دانم کجایی؟

آورش اوج بالای از نهفت را خواستاری دوباره ام.

 

... : مرغ دل تو حافظا بسته ی دام آرزوست     ای متعلق خجل دم مزن از مجردی

   مجنون   

آرامش

آرامش ...

آرامش ...

آرامش ِ قبل از توفان

آرامش ِ بعد از توفان

همیشه آرامش

همیشه توفان

   مجنون   

گفتم : ده سال تشنگی

گفت :

10 سال تحقیر

10 سال تو سری

10 سال سرکوب

10 سال حسرت

10 سال چشم به در

10 سال جنس تقلبی

10 سال ...

   مجنون   

همچون الاغ سر به هوا 

تمام کتابهای خود را ریخته ام

افسارم کنید.

   مجنون   

دلم شهر سوخته ایست همچون شیراز،

پروژه ها حریصانه بی اعتبار می مانند.

و مردمان ِ متاثر از دریاچه ی نمک 

صبحشان به ظهر می چسبد

کوچه ها، آسفالت چند پشته 

غبار آسمانش را ، دلیل از عراق می آوریم.

سیبویه ها به سر دزک (انتهای دلم)

و برج ها را  بر سر زبان می بینم. 

آری این چنین است که راه به جایی نمی بریم

هر گاو گند چال دهانی 

برای شهر من، عارفی شده

معتبر تر از ....

چه بگویم؟


   مجنون   








آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

حاج اسیر
سه تار
خیلی دور ، خیلی نزدیک
دختران من
یه روزی . یه جایی . یه کسی
پروانه ام باش
کودکی در دور دست
خواهران من