حضور مبهم این ثانیه های پادر گریز (البته این روزها لنگ) انگار خیال تمام نکرده های مرا باز می کنند.افکار و افعال مبهوت به تأمل چندمین ستاره ناز می کنی به عشق ماهرویان سپید در عالم رویا. هزار بار بلعیدن را دوست داشته اند ، چرا که نه؟ بی قرار رفتنم به آسمان. به لحظه های ناب. شاید هنوز تکه ای لبخند نازنین، نمک گیر کرده باشد زمین منفعل را. شاید حضور را با ه - ز - و - ر اشتباه نمی کنی ؟
امام علی (ع)
باری هلاکت و دردمان از خودمان
از ترس
از تکبر
از پر عقاب که به کجا ها سفر می کرد ذهنش ؟
و از ماست که بر ماست
--------------------------------------------------------
پ . ن
البته یادم هست که همه مستعد تبدیلیم!(حسین پناهی)
مثل هیچ وقت
دردی که می خورد مرا
مثل نوشی که نیش می زند مرا
مثل دستی که نشُسته سیب می خورد مرا
سیر می خورد مرا
رحمان رحیم
یا آنکه هستی و روی از ما چرا نهان میداری ؟ درد .
سحر و فسون روزگار
مست و خراب ِعشوه ی نهان او
با آنکه هنوز ته دل اندکی از تو نمی دانم کجایی؟
آورش اوج بالای از نهفت را خواستاری دوباره ام.
... : مرغ دل تو حافظا بسته ی دام آرزوست ای متعلق خجل دم مزن از مجردی
گفت :
10 سال تحقیر
10 سال تو سری
10 سال سرکوب
10 سال حسرت
10 سال چشم به در
10 سال جنس تقلبی
10 سال ...
پروژه ها حریصانه بی اعتبار می مانند.
و مردمان ِ متاثر از دریاچه ی نمک
صبحشان به ظهر می چسبد
کوچه ها، آسفالت چند پشته
غبار آسمانش را ، دلیل از عراق می آوریم.
سیبویه ها به سر دزک (انتهای دلم)
و برج ها را بر سر زبان می بینم.
آری این چنین است که راه به جایی نمی بریم
هر گاو گند چال دهانی
برای شهر من، عارفی شده
معتبر تر از ....
چه بگویم؟
