امام علی (ع)
باری هلاکت و دردمان از خودمان
از ترس
از تکبر
از پر عقاب که به کجا ها سفر می کرد ذهنش ؟
و از ماست که بر ماست
--------------------------------------------------------
پ . ن
البته یادم هست که همه مستعد تبدیلیم!(حسین پناهی)
امام علی (ع)
باری هلاکت و دردمان از خودمان
از ترس
از تکبر
از پر عقاب که به کجا ها سفر می کرد ذهنش ؟
و از ماست که بر ماست
--------------------------------------------------------
پ . ن
البته یادم هست که همه مستعد تبدیلیم!(حسین پناهی)
مثل هیچ وقت
دردی که می خورد مرا
مثل نوشی که نیش می زند مرا
مثل دستی که نشُسته سیب می خورد مرا
سیر می خورد مرا
یا آنکه هستی و روی از ما چرا نهان میداری ؟ درد .
سحر و فسون روزگار
مست و خراب ِعشوه ی نهان او
با آنکه هنوز ته دل اندکی از تو نمی دانم کجایی؟
آورش اوج بالای از نهفت را خواستاری دوباره ام.
... : مرغ دل تو حافظا بسته ی دام آرزوست ای متعلق خجل دم مزن از مجردی
گفت :
10 سال تحقیر
10 سال تو سری
10 سال سرکوب
10 سال حسرت
10 سال چشم به در
10 سال جنس تقلبی
10 سال ...
پروژه ها حریصانه بی اعتبار می مانند.
و مردمان ِ متاثر از دریاچه ی نمک
صبحشان به ظهر می چسبد
کوچه ها، آسفالت چند پشته
غبار آسمانش را ، دلیل از عراق می آوریم.
سیبویه ها به سر دزک (انتهای دلم)
و برج ها را بر سر زبان می بینم.
آری این چنین است که راه به جایی نمی بریم
هر گاو گند چال دهانی
برای شهر من، عارفی شده
معتبر تر از ....
چه بگویم؟
مرگ را می توان دیدن
هنگامی که دو بال گشوده
هی داد می زند
وقتی شرافت انسانی
روی میز کار ،هر روز هزار و اندی دکمه بالا و پائین می پرند
و چشمانی هیزی که مستقیم
در جادوی پوشالی خود خواسته می چرند.
پرده دوم ----------------------------------------------------------
تدریجی است
تدریجی
صعود مردی که سر انگشت خیالش
دستکش هزار قله ی بلند بود
به جابجایی کوهها،
بی هیچ احساس غرور،
بی هیچ شرمندگی،
با اندک مایه تردیدی ،
چه شادمانه می نگرم.
پرده سوم ----------------------------------------------------------
مرگ تدریجی که همه خوانده اید،
من در حال راندن آنم.
چه بی نشاط بهاری که بی روی تو گذشت.
پرده چهارم ----------------------------------------------------------
وقتی به زنی فکر می کنم که دروغ تمام شوهرش را احاطه کرده.
وقتی به مردی فکر می کنم که مردانگیش را بی خبر فروخته.
سرم درد می گیرد.
درد.
درد دندان
درد شهوت
درد چشم
درد دین
درد خدا
درد بی درمان
زهر مار
چه دلنوازانه می کشی مرا
ناز شستت خدا